ماسیمو فراسکلا

ماسیمو فراسکلا یکی از چهره‌های شناخته‌شده دنیای طراحی خودرو است؛ فردی که پروژه‌های موفقی مانند کیا اسپورتیج مدل ۲۰۱۰ میلادی، نسل سوم SL و یکی از نمادین‌ترین خودروهای چند دهه اخیر یعنی لندروور دیفندر جدید را در کارنامه خود دارد.

او در ژوئن سال ۲۰۲۴ میلادی به‌عنوان مدیر طراحی آئودی منصوب شد تا هدایت مسیر طراحی یکی از مهم‌ترین برندهای لوکس آلمانی را برعهده بگیرد. فراسکلا متولد سال ۱۹۷۱ میلادی در ایتالیا است و فعالیت حرفه‌ای خود را از استودیو طراحی بدنه مشهور برتون (Bertone) آغاز کرد. سبک طراحی او ترکیبی از نگاه کلاسیک ایتالیایی، سادگی، تناسبات دقیق و البته اندکی جسارت است. او معتقد است طراحی خوب باید متفاوت باشد؛ اما این تفاوت باید با تعادل و منطق همراه شود. درنهایت مجله «اتو مگزین دیزاین» (مجله طراحی خودرو) به مصاحبه با این طراح سرشناس و بزرگ ایتالیایی پرداخته که شرح آن در ادامه می‌آید.

درباره ماسیمو فراسکلا بدانیم

ماسیمو فراسکلا یکی از طراحان برجسته ایتالیایی صنعت‌خودرو است که فعالیت حرفه‌ای خود را از استودیو طراحی مشهور برتون آغاز کرد. او پس از همکاری با فورد و کیا، به‌عنوان یکی از اعضای مهم تیم طراحی کیا در کالیفرنیا شناخته شد و در پروژه‌هایی مانند کیا اسپورتیج نقش داشت. فراسکلا بعدها در جگوار-لندروور روی خودروهای نمادینی مانند دیفندر جدید و رنجروور کار کرد. او از سال ۲۰۲۴ میلادی به‌عنوان مدیر طراحی آئودی، مسیر آینده طراحی این برند آلمانی را هدایت می‌کند. بسیاری بر این باورند که فلسفه طراحی فراسکلا را می‌توان در یک جمله خلاصه کرد؛ «سادگی زمانی قدرتمند است که با شخصیت و جسارت همراه شود.» اگر نگاهی حرفه‎ای به مسیر زندگی این طراح بزرگ ایتالیایی داشته باشیم باید گفت که ماسیمو فراسکلا پیش از رسیدن به مدیریت طراحی آئودی، در چندین پروژه مهم صنعت‌خودرو نقش داشته است. او در دوران حضورش در کیا یکی از اعضای تیم طراحی نسل دوم اسپورتیج بود؛ خودرویی که نقش مهمی در تغییر تصویر جهانی کیا داشت. پس از آن، در جگوار-لندروور، فراسکلا در طراحی محصولات مهمی مانند لندروور دیفندر نسل جدید و برخی مدل‌های خانواده رنجروور نقش داشت. دیفندر جدید یکی از موفق‌ترین پروژه‌های طراحی این برند محسوب می‌شود؛ زیرا توانست هویت تاریخی یک خودرو آفرود کلاسیک را با زبان طراحی مدرن ترکیب کند. در سال ۲۰۲۴، آئودی او را به‌عنوان مدیر طراحی جدید خود انتخاب کرد تا مسیر آینده طراحی این برند را در دوران گذار به خودروهای برقی و دیجیتال هدایت کند.

به عنوان پرسش نخست چه زمانی تصمیم گرفتید طراح خودرو شوید؟

نسبتا دیر به این نتیجه رسیدم. شاید عجیب به نظر برسد؛ اما من هیچ‌گاه علاقه خاصی به فناوری خودرو، عملکرد موتور یا رانندگی نداشتم. چیزی که همیشه مرا جذب می‌کرد، زیبایی‌شناسی و هنر بود. حتی در دوران نوجوانی تلاش کردم نقاشی رنگ روغن انجام دهم. در سال‌های پایانی دبیرستان، پدرم قصد داشت خودرو خود را تغییر دهد و ما برای بازدید از نمایشگاه‌های مختلف خودرو رفت‌وآمد می‌کردیم. همان زمان بود که شروع کردم به طراحی مدل‌های خودرو و ساخت نمونه‌های کوچک با موادی مانند پلی‌استایرن و خمیر مدل‌سازی. یک روز در مجله ایتالیایی «Quattroruote» تبلیغات مدارس طراحی خودرو را دیدم و همان لحظه تصمیم گرفتم برای تحصیل به تورین بروم. تنها مشکل این بود که پول کافی برای ثبت‌نام در مدرسه هنرهای کاربردی و طراحی (که امروز IAAD نام دارد) نداشتم. به‌همین دلیل مدت خدمت سربازی خود را افزایش دادم تا بتوانم درآمدی داشته باشم و هزینه تحصیل را تامین کنم. به یاد دارم در سال آخر تحصیل، بوریس جاکوبز، طراح نخستین نسل فورد فوکوس برای سخنرانی به مدرسه ما آمد. صحبت‌های او برایم بسیار الهام‌بخش بود و همان‌جا فهمیدم که طراحی خودرو مسیری است که می‌خواهم دنبال کنم.

آیا می‌توانید به یک نقطه عطف در مسیر حرفه‌ای خود اشاره کنید؟

تجربه‌های اولیه من در برتون و فورد، در اواخر دهه ۱۹۹۰ و ابتدای دهه ۲۰۰۰، پایه بسیار محکمی برای آینده کاری‌ام ایجاد کرد. اما حضور من در کیا در مرکز طراحی ایرواین کالیفرنیا زیر نظر پیتر شرایر، واقعا نمونه‌ای از قرار گرفتن در زمان و مکان مناسب بود. کیا در آن دوران در حال تغییر بزرگی بود و رویکرد جدیدی برای نوآوری داشت. این شرایط به من اجازه داد روی خودروهای مفهومی و مدل‌های تولیدی مختلف کار کنم و تجربه‌های ارزشمندی به‌دست آورم. به یاد دارم دو هفته مرخصی گرفتم؛ به کالیفرنیا رفتم و درهای تمام استودیوهای طراحی را زدم تا ببینم آیا فرصتی برای همکاری وجود دارد یا خیر. درنهایت همین مسیر باعث شد به کیا برسم. سال‌ها بعد، فرصتی که برای طراحی دوباره خودروهای نمادینی مانند دیفندر و رنجروور در دوران حضورم در جگوار-لندروور به دست آوردم، سکوی پرتاب بسیار مهمی برای رسیدن به جایگاه مدیر طراحی آئودی بود. همه این مراحل برای من تجربه‌هایی بسیار ارزشمند و رضایت‌بخش بودند.

چه اشیاء یا جریان‌هایی روی فعالیت خلاقانه شما تاثیر گذاشته‌اند؟

الهام من بیشتر از عناصر کلاسیک می‌آید؛ چیزهایی ساده، واضح و دقیق که درعین حال بتوانند برای سال‌ها جذاب باقی بمانند. من از ایجاد حس متفاوت و حتی کمی تحریک‌آمیز لذت می‌برم؛ اما این موضوع باید کنترل‌شده و متعادل باشد. برخی قطعات مبلمان برای من الهام‌بخش هستند؛ مانند صندلی Jensen از برند Minotti، صندلی بارسلونا طراحی‌شده توسط لودویگ میس فن در روهه و پروژه‌های ارزشمند رودولفو دوردونی در معماری و طراحی. اما اگر مجبور باشم یکی از شگفت‌انگیزترین آثار معماری جهان را انتخاب کنم، بدون شک اهرام مصر را انتخاب می‌کنم. آن‌ها ترکیبی از دقت، تاریخ، تناسبات و خلوص طراحی هستند و با گذشت هزاران سال همچنان بی‌زمان باقی مانده‌اند. این ویژگی‌ها همان چیزهایی هستند که تلاش می‌کنم در تمام طراحی‌هایم وارد کنم.

چه خودروهایی روی شما تاثیر گذاشته‌اند؟

خودروهایی وجود دارند که ارتباط خاصی با آن‌ها دارم. اگر بخواهم دو نمونه را انتخاب کنم، نخستین مورد آئودی TT نسل اول است؛ زیرا ترکیبی عالی از ظرافت و اسپرت بودن را ارائه می‌کرد. دومین خودرو، لانچیا اورلیا B20 GT است که به دلیل تناسبات فوق‌العاده بدنه برای من اهمیت زیادی دارد. علاقه‌های من محدود به خودرو نیست. تلاش می‌کنم از سفر، موسیقی و تجربه‌های مختلف زندگی نیز الهام بگیرم. مهم این است که همه‌چیز از یک اصل پیروی کند: مینیمالیسم. من موسیقی بلوز را دوست دارم؛ موسیقی‌ای که از چند آکورد ساده ساخته شده اما احساسات بسیار عمیقی ایجاد می‌کند. همین موضوع درباره غذاهای ایتالیایی نیز صدق می‌کند؛ ساده اما تاثیرگذار.

چه چیزی را دوست داشتید طراحی کنید؟

بدون شک ساعت Royal Oak از برند Audemars Piguet. به اعتقاد من این ساعت بهترین بیان از مفهوم ظرافت است؛ محصولی که مینیمالیسم، کیفیت ساخت و شخصیت را در کنار هم قرار داده است. این ساعت نشان می‌دهد چگونه می‌توان با استفاده از چند عنصر ساده، احساسات زیادی ایجاد کرد. ترکیب مواد، زیبایی‌شناسی و مهارت دست‌ساز، آن را به یک اثر طراحی واقعی تبدیل کرده است.

طراحان مورد علاقه شما چه کسانی هستند؟

سه نام برای من اهمیت ویژه‌ای دارند: مارچلو گاندینی، جورجتو جوجارو و والتر دسیلوا. هر کدام ویژگی خاص خود را دارند. جوجارو توانایی فوق‌العاده‌ای در خلق محصولاتی داشت که نه تنها زیبا، بلکه هوشمندانه بودند. برای من، نخستین نسل فیات پاندا یک اثر هنری واقعی است. گاندینی به‌دلیل جسارت، خلاقیت و توانایی عبور از مرزهای معمول طراحی مورد تحسین من است. والتر دسیلوا نیز کسی است که احساسات را با دانش فنی بی‌نقص ترکیب کرد و توانست طراحی خودرو را به سطحی جدید برساند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha